جعفر شهرى باف

419

طهران قديم ( فارسى )

بتأخير مىانداخت ! كه گاهى اين انتقام‌كشيها از محكوم بىپناه كه جرمش در اينجا فقط نرساندن فايده بود به جايى مىرسيد كه مير غضب لبهء تيغ را به سنگ كوفته اره‌مانندش مىنمود و يا آن را در آتش سرخ كرده به آن صورت مىبريد ! « 7 » و دربارهء مردم تا تنبيه شده در حق مير غضب خست و كوتاه‌دستى نداشته باشند ، رفتارى شقاوت‌آميزتر و درنده‌خويانه‌تر از اينها كه هر نوبت عضوى از بدنش بريده ، از ميان برده تا به تمام كردنش مىرسيد ، مثل بريدن يك يك انگشتان و دست و بيرون كشيدن چشم و همراهش دشنامهاى غليظ ، تا شما فلان‌شده‌ها باشيد بدانيد با كه طرفيد ؟ ! ميدان تره‌بارى هم به نام ( ميدان انگورىها ) در جنوب غربى اين ميدان بود كه انگور دهات شهريار به آنجا مىآمد ، علاوه بر تجمع الوات و رنود و دزدان و راهزنان و آدم لخت‌كن‌ها و مال دزدى بخرها ، با حمايت مأموران و فراشان دولتى كه اين مكان ، محل عوايدشان بود ، به غير از شبها كه محل تجمع فواحش زن و مرد و بدكاران و هر عمل زشت و بدتر از آن كه در آنصورت مىگرفت ، در اين متلك كه چون كسى از كسى تقاضائى دور از انجام مينمود ، جوابش اين داده ميشد كه ( شب بيا باغ انگورىها ) !

--> ( 7 ) . هنوز جريان سر بريدنى در مطالب سالمندان بود كه مىگفتند مير غضبى تا پدر مردم را كه حتى يك شاهى در كاسه‌ى دورانش نينداخته بودند درآورد ، مىفرستد روغن كرچك ميآورند و آن را روى آتش گداخته پس از بريدن سر گردن محكوم را در آن روغن فرو برده بيرون مىآورد كه تا مدتها مقتول جست و خيز كرده و جان كنده آسوده نمىشده است !